X
تبلیغات
فــــکر - تدبير يا تقدير

تدبير يا تقدير:

انسان موجودي است برتر كه مي تواند با اراده و اختيار خويش سرنوشت خود را رقم زند. البته اين اختيار، اعطايي بوده و در حقيقت در محدوده اذن پروردگار مي باشد. بعبارتي ديگر انسان در حيطه بندگي مي‌تواند تدبير نمايد اما آنچه رقم خواهد خورد همان تقدیر الهي است.

براي آنكه انسان بتواند در تدبير امور زندگي خويش موفق شود لازم است در پنج مرحله، گام هاي خود را به صورت منظم و دقيق بر دارد:

1- مرحله تعلم و آموختن: در اين مرحله، انسان نيازمند يادگيري و آموزش است و دانستن بعنوان كليد و رمز موفقيت تنها با آموختن ميسر بوده و آدمي محتاج آموزگاري است كه به او الفباي بهتر زيستن را بياموزد و شكي نيست كه اين آموزش همراه با پژوهش بشر را در تدبير امور زندگي ياري خواهد داد آنگونه كه زگهواره تا گور دانش بجوي.

2- مرحله تفكر: ذهن انسان تنها با آموختن به رشد و پويايي نمي رسد بلكه تفكر و انديشيدن لازمه خلاقيت و نوآوري است . تمامي ابتكارات و اختراعات و پيشرفت دانش در اين مرحله شكل مي گيرد كه آدمي با تفكر خود را به عمق هستي وارد مي سازد واگر در روايت از ائمه اطهار عليهم السلام نقل شده است كه يك ساعت تفكر برشصت  يا هفتاد سال عبادت تقدم دارد شايد به اين جهت است كه عمق معرفت كه لازمه قبولي عبادت است با تفكر بدست مي آيد. مرحله تفكر در حسن تدبير زندگي نقش اساسي دارد و انسان متفكر، در حوزه تدبير نيز موفق خواهد بود.

3- مرحله مطالعه : بشر براي رسيدن به كمال ناچار است تا حاصل افكار ديگران را مورد مطالعه خويش قرار دهد و هر قدر اين مطالعات دقيق تر و عميق تر انجام شود نتايج مؤثرتر و مفيدتري خواهد داشت. قافله دانش با مطالعات آثار اصحاب علم و قلم به پيش مي رود و توان انسان در تدبير زندگي به كيفيت و كميت مطالعه باز مي گردد.

4- مرحله مشاوره: در تدبير امور، مشاوره ، نقش بسزايي دارد و عقل آدمي با مشورت به شكوفايي مي رسد و انسان مي تواند از جمع شدن عقول راههاي بسته را بگشايد.

شايد مشورت در كارها مهمترين شرط موفقيت در تدبير امور بحساب آيد و انسانهايي كه مشاوره را جدي مي گيرند معمولاً از شكست در امان هستند. زيرا استفاده از تجربيات ديگران مانع اشتباه آدمي است .

5- مرحله محاسبه : جهاني كه در آن زندگي مي كنيم با نظم هندسي پيچيده اي بنا شده و معادلات دقيق رياضي بر همه احكام تكويني و تشريعي اين عالم سايه افكنده است.

از عبادات تا معاملات ، از ساختمان سازي تا انسان سازي ، همه و همه از محاسبات عميق و دقيق برخوردار است كه بدون در نظرگرفتن آن عملاً نمي توان در تدبير زندگي موفق بود.

بعبارتي روشن بدون محاسبه هر گونه برنامه ريزي محكوم به شكست است و بدون برنامه‌ريزي هيچ عملكردي به نتيجه قطعي و قابل قبول نخواهد رسيد.

حاصل اين پنج مرحله داشتن تدبيري نيكو و پذيرفتني است اما آيا تدبير در امور زندگي كافي است و مي توان صرفاً با تدبير، موفقيت را بصورت تضمين شده براي خود تصور نمود.

نگاهي به زندگي خود و ديگران نشان دهنده اين واقعيت است كه هر قدر در تدبير امور موفق باشيم، نمي توان به تدبير تنها اكتفا كرد بلكه بايد تقدير الهي را نيز در نظر گرفت كساني كه فقط به تقدير دلخوش كرده‌اند و از زير بار تدبير شانه خالي مي كنند درباره خود ظلم مي كنند ظلمي كه به خدا نسبت مي‌دهند اما در حقيقت خود را مبرا كرده و خواسته اند تنبلي و بيحالي خود را به گونه اي زشت و نابخردانه توجيه نمايند.

اما كساني هم كه فقط تدبير خود را كافي دانسته و انتظار دارند هرچه برنامه ريزي مي كنند عيناً تحقق يابد آنها نيز از قدرت خالق هستي غافل مانده اند و بر اين باورند كه خود، خداي خويشند در حالي كه اختيار آنها نيز در محدوده قدرت لايزال خالق هستي است به نظر مي رسد براي تقدير نيز پنج مرحله مي توان در نظر گرفت:

1- مرحله ايمان

در اين مرحله انسان بايد با ايمان به غيب غير محسوسات را نيز باور نمايد و قبول كند كه فراتر از آنچه مي بيند ، مي شنود يا احساس مي كند حقايقي هم وجود دارد كه از آن به غيب ياد مي شود و در رأس  همه اين محسوسات و غير محسوسات خالق هستي است كه مبدأ اين عالم و منشاء اين موجودات است .

اگر انسان باور كند كه آفريدگاري دارد كه همو پروردگارش نيز هست و اين وجود هستي بخش براي هدايت آدمي برگزيدگاني را قرار داده كه رسالت خود را با وحي به انجام مي رسانند و بشر را از شر بديها نگاه داشته و او را به خوبيها تشويق مي نمايند با ايمان به خدا و پيامبران الهي و وحي عملاً انسان تقدير خداوند را پذيرا مي شود و هر آنچه او خواست با تمام وجود مي خواهد و جز اراده او چيزي ديگر را طلب نكرده و كار خود را به او مي سپارد و هر تصميم را منوط به خواست خدا كرده و با قيد انشاء ا... تدبير را با تقدير رقم مي زند در چنين حالي است كه تدبير و تقدير دو بال يك پرنده  خواهند بود كه با هم امكان پرواز پرنده را  عملي مي سازد.

2- مرحله توجه و تذكر

در اين مرحله است كه آدمي ا ز خود غافل مي شود و به خدا متوجه گرديده و مانند قطره اي به دريا وصل شده وياد خدا را دائما با خود دارد.

انسان بواسطه برتري ذاتي بر مخلوقات مي تواند خود را كه از خدا گرفته شده به خدا بازگرداند و در حقيقت با انقطاع از غير خدا و اتصال به او تدبير خود را در تقدير الهي ذوب نمايد.

انساني كه جز به خدا به هيچ چيز ديگر توجه ندارد و در حقيقت به كلمه توحيد يعني نفي همه خدايان جز خداي متعال مي رسد و رستگاري را براي خويش به ارمغان مي آورد.

آرامش مهمترين نتيجه اين تدبير پيوسته به تقدير است يعني بشر با توجه  دائمي به خدا، خود را نمي بيند تا خواسته اي را براي خويش ببيند و چون چنين شد خواسته خدا همان خواسته او خواهد بود بنابراين او به خواسته خود رسيده است و هيچگاه  شكست نخواهد خورد و بنابراين حتي در سخت ترين شرايط ، تلخي و نامرادي را احساس نمي كند و همواره آنچه پيش آيد تصويري زيبا در جان و روحش شكل مي گيرد.

3- مرحله اخلاص

       در اين مرحله انسان كه بواسطه ايمان و توجه به خدا از غير خدا جدا شده نيازمند خلوص در نيت و انگيزه است بعبارتي ديگر او بايد هر آنچه را انجام مي دهد به قصد  نزديك شدن به صفات الهي و كمالاتي بداند كه او را خداگونه قرار داده و شايسته جانشيني خدا مي سازد.

اخلاص در دو جهت محقق مي گردد يكي در عبوديت و بندگي است و ديگري در ارتباط با غير خدا براي حل مشكلات و برطرف كردن نيازها و انحصار در عبوديت و كمك گرفتن از ديگران بسيار مهم است .

زيرا بشر عليرغم ايمان به خدا و توجه به او براي تدبير در زندگي نيازمند كمك گرفتن از ديگران است و همين ارتباط نزديك با ديگران محبتي را ايجــــاد مي نمايد كه نوعي بندگي  را به همراه دارد اخلاص يعني انحصار در بندگي و ارتباط براي رفع نيازهاي بشري و تدبير در زندگي بمعناي برقراري ارتبـــــاط با اشخاص مي‌باشد بگونه اي كه  مسائل اجتماعي خود را حل و فصل نمايند.

اما اگر تدبير و تقدير همپاي هم جلو روند لازمـــه اش آن است كه انسان فقط خدا را معبود و مستعان خويش قرار دهد كه همان معناي اياك نعبد و اياك نستعين خواهد بود.

 

4- توكل

در اين مرحله انسان بايد براي نجات از توهم بي پناهي در اين جهان هستي اعتصام به خداي متعال نمايد استعاذه و پناه بردن به خدا لازمه ثبات در زندگي و تثبيت اراده و ايمان است .

بعبارتي دقيق بايد گفت استمرار اخلاص نيازمند به توكل است و اگر بشر پس از ايمان و توجه بخدا بخواهد در مسير مستقيم نلغزد و همواره با اعتدال و آرامش حركت كند و تدبيرش را با تقدير الهي تثبيت نمـــايد بايد به خداوند متعال توكل كرده و لحظه اي به حال خود رها نشود.

اعتماد به نفس بواسطه تدبير و اتكال به خداوند بواسطه تقدير قابل درك و فهم براي همه انسانهاي مؤمن بيدار و مخلص مي باشد.

كسي كه خود را نشناسد و اعتماد به نفس نداشته باشد تدبيرش نتيجه بخش نيست و كسي كه خدا را نشناسد و توكل به خدا ننمايد تقديــر الهي را درك نخواهد كرد  بنابراين در تاريكي مطلق و در جهل مركب ابدالدهر مي ماند.

 

5- تقوا

در اين مرحله انسان وارد حوزه عمل مي شود ، عمل بصورت خاص بعنوان مثال شخصي در يك اداره روزانه كاري معين را انجام مي دهد  اما گاهي مــأموريتي ويژه با ابلاغي معيني به او داده مي‌شود در اين شرايط است كه فرد بصورت خاص عمل مي نمايد .

تقواي الهي همان مأموريت از جانب خداي متعال است كه انسان را تحت شرايط ويژه اي قرار مي‌دهد و آدمي در اين شرايط است كه كارهاي بزرگي انجام مي دهد.

در حقيقت تقواي الهي، مسير زندگي انسان را كاملاً  مشخص ساخته و بشر را در صراط مستقيم هدايت مي‌نمايد و انسان كامل با قدرت الهي عصمت و انسـان رو به كمال با توان برخاسته از تقواي الهي از گناه و عصيان دوري كرده و به تكليف الهي خويش عمل مي نمايد.

تدبير در زندگي در شرايط تقواي الهي با تقدير دقيقاً مساوي و موازي با هم خواهد بود و مانند ريل قطار حركت انسان از مبدأ شروع زندگي تا مقصـد زندگي جاويد در بهشت الهي  فراهم مي آورد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 17:50  توسط   |