![]() |
عبرتی از عاشورا
فضای هفته ای که گذشت سرشار ازعطر حسین بود ، همه جا و همه کس بوی کربلا می داد و همه فعالیت ها متاثر از عاشورای حسینی . دو سالی است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم در راستای ترویج فرهنگ حسینی ، با ایجاد ستاد عاشوراییان فجرآفرین حرکت خوبی را برای ارائه کالای فرهنگی اعم از بنر و کتاب به هیئت های مذهبی شروع کرده است . در استان یزد نیز با تاسیس خانه حضرت سید الشهدا علیه السلام تلاشی آغاز شده تا با همکاری خانه هنرمندان استان ، هنرهای مختلف در خدمت عزاداری اباعبدالله الحسین علیه السلام بکار گرفته شوند .
اما سوالی ذهنم را به خود مشغول ساخته که اجازه می خواهم شفاف و صریح برایتان بیان کنم . آیا اگر شب عاشورا ما در کربلا بودیم جزء کسانی بودیم که با امام حسین علیه السلام ماندند یا همراه افرادی بودیم که امام را تنها گذاشتند و رفتند یا آنکه مانند کوفیان دلمان با امام حسین علیه السلام بوده ولی خدای نخواسته شمشیرهایمان علیه آنحضرت . . .
به رفتار و گفتار خودمان مراجعه کنیم مغرور نشویم که برای امام حسین گریه می کنیم به قول مرحوم آیت الله شیخ غلامرضا فقیه خراسانی عمربن سعد هم در روز عاشورا چندین بار برمظلومیت سیدالشهدا گریست ، وضعیت اعمالمان چگونه است ؟ آیا شباهتی بین ما و یاران حسین علیه السلام وجود دارد ؟ آیا در کنار محبت به امام حسین علیه السلام محبت به پست و مقام و مال و ثروت نیز وجود دارد ؟ آیا دلبسته به این دنیا هستیم ؟ آیا حاضریم از همسر و فرزند بگذریم و جان خود را در راه اسلام و قرآن فدا کنیم ؟
باید قبول کنیم که کوفیان شمشیر به دست هم برای دنیاطلبی به جنگ با فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله پرداختند مبادا که حب دنیا ما را نیز آنچنان گرفتار سازد که قلب مبارک امام زمانمان را با بدی اعمالمان جریحه دار نماییم .
راستی چرا درکربلا عطش بیداد می کند ؟ چرا حسین و یارانش باید شربت شهادت را با تشنگی بنوشند ؟ چرا طفل شیر خوار باید به جرم آب خواستن گلویش پاره پاره شود ؟
چرا عباس « علمدار حسین » باید برای آوردن آب به خیمه ها دستانش قطع گردد ؟ چرا به ما گفته اند : هر وقت آب گوارا نوشیدید از امام تشنه لبان یاد کنید ؟ رابطه اشک و عطش چیست ؟
باید بپذیریم دو قطره جریان عاشورا را ابدی و جاودان ساخته است ، قطره خون و قطره اشک ، خون مظلومی که به زمین کربلا ریخت و اشکی که بر گونه شیعیان در طول تاریخ جریان می یابد .
شیعه چگونه می تواند آب ببیند و اشکش جاری نشود ، چگونه می تواند آب بنوشد و یاد حسین نباشد ، چگونه می تواند تحمل کند که مدعیان دروغین اسلام آب را بر خاندان رسالت بستند و اجازه ندادند حتی اهل حرم نیز برای طفل شیر خوار هم آبی داشته باشند .
گویند وقتی فریاد « آیا کسی هست مرا یاری کند ؟» صحرای کربلا را در بر گرفت علی اصغر آن کودک 6 ماهه که از شدت تشنگی آرام نداشت به هیجان آمد به گونه ای که صدای گریه اهل حرم بلند شد امام به سوی خیمه آمد همه را گریان یافت متوجه علی اصغر شد او را به آغوش کشید و به سوی لشگر نفاق آورد . شاید دیدن چنین صحنه ای آنها را به خود آورد و قلب سیاهشان را روشنی بخشد ، با سختی از آن قوم پست و رذل برای این طفل بیقرار آب خواست ، اما پاسخی که داده شد ، خونی بود که از گلوی اصغر به آسمان رفت و خدا را به شهادت طلبید .
« و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون »
درس پنجم : عشق به رهبری
عاشورا با واژه عشق معنایی نزدیک دارد ، گویا عاشقانی حماسه عاشورا را آفریدند و آنچه حرکت این عشاق را توجیه می کند فداکاری بر اساس شناخت امام و مقتدایشان می باشد . شب عاشورا وقتی امام اعلام می کند که فردا قرار است هر کس بماند شهید شود آنها که می مانند عاشقانه می پذیرند که باید ماند وجان را فدای امام خویش کرد که او نیز جان را فدای معبود و محبوب خود می کند .
روز عاشورا هم یاران و فرزندان و خویشان همه آماده اند برای شهادت و ایثار جان و البته با اذن امام به میدان می روند تا هستی دنیوی خودرا فدا نمایند.عشق به رهبری در صحنه کربلا موج می زند و دلها دریایی است خروشان که کشتی نجات امت در ساحل آن پهلو می گیرد و انسان ها در طول تاریخ ، عشق به رهبری را از این منادیان حق و حقیقت فرا می گیرند .
امروز هم عشق به رهبری منشاء حرکت در مسیر انقلاب اسلامی است و دشمنان تنها از این عشق واهمه دارند . زیرا آن چه محاسبات مادی و پوچ آنها را در هم می ریزد و علیرغم قدرت ظاهری و پوشالی درمانده و ناتوان ، مجبور به اعتراف به شکست خود در برابر عظمت ملت ایران کرده است ، ابراز احساسات و محبتی است که از سوی آحاد مردم به رهبری نظام اسلامی که نیابت امام معصوم علیه السلام را بر عهده دارد مشاهده می نمایند .
باید قدرت این عشق الهی را دانست که نعمتی است عظیم و آنان که از این نعمت محرومند باید دلهای خود را از حب دنیا و مظاهر آن خالی سازند تا خدای متعال این نعمت محبت را به دل هایشان بازگرداند.
درس چهارم : حضور همگانی
مکتب عاشورا مکتبی است فراگیر که همه اقشار را در بر می گیرد و در نهضت حسینی پیر و جوان ، زن ، مرد و حتی طفل شیر خوار نیز حضوری موثر و قهرمانانه دارد ؛ این حضور همگانی برای تکمیل مسیری که باید الگو برای همه جهانیان در همه اعصار باشد لازم و ضروری است زیرا هر یک از این چهره های نورانی آیتی است الهی برای همه ی قشرها و گروه های اجتماعی و این چنین است که عاشورا زنده و جاوید مانده و هرگز فراموش نخواهد شد انقلاب اسلامی نیز به پیروی از مکتب عاشورا توانست همه ی اقشار جامعه را در برگرفته و در طول سی سال حرکت خویش صفوف متحدی را در اجتماع ایجاد نماید که باید گفت رمز پیروزی انقلاب اسلامی در این اتحاد کلمه برای اعتلای کلمه توحید است زیباترین حضور همگانی را در هشت سال دفاع مقدس می توان یافت این حضور را می توان در شهدای جنگ تحمیلی مشاهده نمود مانند شهدای کربلا ، از طفل شیر خوار و بانوان شیردلی که دربمباران های ناجوانمردانه به شهادت رسیدند تا پیرمرد هایی که در میدان جنگ همچون حبیب بن مظاهر جان خویش را فدای اسلام نمودند آری این حضور همگانی را در جنگ 33 روزه لبنان نیز می توان دید و این الگو در هر جای جهان تکرار پذیر خواهد بود
درس سوم : اقامه نماز
ظهر عاشورا بود وضعیت عجیبی بوجود آمده بود گروهک نفاق عرصه را بر سپاه ایمان تنگ ساخته و آماده بود تا به خیال خود کار را تمام کند ، ناگهان یکی از یاران به امام خبر رساند که وقت نماز است و در این شرایط حساس و خطیر امام با جمع اندک باقیمانده به نماز ایستاد. راستی چرا نماز در هیچ شرایطی ترک نمی شود؟
همه انسان ها به دنبال خوشبختی هستند . اگر بپرسند راز خوشبختی چیست ؟ شاید بگویید آسایش ، اما من می گویم آرامش ، خیلی ها فکر می کنند آسایش وسیله است برای رسیدن به آرامش اما به تعبیر قرآن کریم انسان تنها با یاد خدا به آرامش می رسد و در جای دیگری از قرآن خدای متعال می فرماید : کسی که از یاد من دوری کند زندگی او سخت خواهد شد .
حال سوال این است که چگونه می توان به یاد خدا دست یافت ؟
پاسخ این پرسش را هم در قرآن مجید می توانیم مشاهده کنیم ، خدای متعال می فرماید : نماز را بپا دارید برای اینکه به یاد من برسید .
ظهر روز عاشورا محرم سال 61 هجری قمری نقطه عطفی بود که نماز و شهادت را در هم آمیخت و در حقیقت ستون دین را برای همیشه مستحکم ساخت .حرکت نمادین مردم در عزاداری امام حسین علیه السلام در ظهر عاشورا نیز استحکام بخش ستون دین است زیرا عزاداران در هر جا که باشند ظهر عاشورا به نماز می ایستند و یاد خدا را که رمز سعادت بشری یعنی رسیدن به آرامش واقعی است کسب می نمایند.
درس دوم : اخلاص در بندگی خدا
انسانها بخواهند یا نخواهند بنده اند یا در بندگی خدا هستند یا غیر خدا و البته این بندگی یا تحت ولایت خدا یا غیر خدا بودن به اراده خود انسان می باشد . انسانی که ولایت خدا را بپذیرد از تیرگی گمراهی به سوی نور هدایت رهنمون می گردد و آدمی که ولایت طاغوت را قبول کرد از نور فطرت به ظلمت معصیت کشانده می شود .
مشکل بشر در انتخاب نوع این بندگی است و بسیاری از انسانها می خواهند بین بندگی خدا و طاغوت راهی میانه برگزیده و هر دو نوع بندگی را با هم داشته باشند به قول معروف هم خدا را می خواهند و هم خرما و از همین نقطه ، شرک و نفاق به وجود می آید و انسان کفر و ایمان را در یک دل جمع می کند ، ظاهری مومنانه اما باطنی کفر آمیز ولی امتحانات الهی نفاق پنهان شده در دل را آشکار می سازد و آنهایی در این امتحانات سخت روسفید و موفق بیرون می ایند که در بندگی خدا اخلاص دارند و روز عاشورا روز امتحان بود و هنوز هم هست .عاشورا تمام نشده است هر روز عاشورا است و هر سرزمینی کربلا ست و ما در حال امتحان شدن ، نمره اخلاص ما آدم هاچند است ؟؟؟
اگر با امام حسین علیه السلام هستیم ، اگر آمادگی شهادت داریم ، اگر حاضر هستیم همسر و فرزندانمان به اسارت روند ، اگر قبول داریم که مال و ثروت خود را برای حفظ و بقای دینمان فدا کنیم ، اگر از اهانت شدن برای نصرت دین خدا باکی نداریم ، نمره اخلاص ما بیست خواهد بود مانند یاران اباعبدالله الحسین علیه السلام در روز عاشورا ولی اگر این آمادگی وجود ندارد یا در مواردی مشکل داریم باید برای حل مشکل کار ی کرد ممکن است صبح عاشورا نزدیک باشد .« الیس الصبح بقریب»
درس اول : امر به معروف و نهی از منکر
حرکت سیدالشهدا علیه السلام از مکه به سوی کوفه رازی دارد که فهم آن آسان نیست امام با آگاهی به شرایطی که در پیش رو دارد با یاران و فرزندان قافله شهادت را راه انداخت و بالاخره در جایی که کربلا نامیده می شد متوقف گردید و روز عاشورا آن ذبح عظیم در لسان قرآن کریم اتفاق افتاد. چرا ؟
امام حسین علیه السلام پاسخ این سوال را برای همیشه تاریخ می دهد و می فرماید : این قیام برای اقامه امر به معروف و نهی از منکر بود. تصور ما از این فریضه فقط مبارزه با بد حجابی و فساد های ظاهری جامعه است ، اما امام نگاهش به ساختار جامعه می باشد او زمانی قیام می کند و آن را به عنوان امر به معروف و نهی از منکر انجام می دهد که حکومت یزیدی می خواهد کفر و نفاق را حاکمیت بخشد و حتی دین را ملعبه ای برای عیش و عشرت خود قرار دهد.
در سالهای قبل از انقلاب ، روحانیت شیعه به همین فریضه عمل نمود و حکومت یزیدی پهلوی را با قیام خود و حرکت خروشان مردم رشید و فهیم ایران سرنگون ساخت . عاشورا در انقلاب اسلامی درسی فراموش ناشدنی است و هنوز هم مردم ما به رهبری سلاله پاک امام حسین علیه السلام این نهضت خمینی را به پیش می برند و اکنون نیز امت اسلامی در سرتاسر جهان متاثر از درسی که ملت قهرمان ایران از عاشورا آموخت به پاخاسته اند و در برابر حکومت های یزیدی ایستاده اند و منتظرند تا قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف بار دیگر قیامی از مکه را رقم زند و این بار هم حرکت با عنوان امر به معروف و نهی از منکر خواهد بود . به امید آن روز باید تمامی تلاش خود را برای احیا, این فریضه الهی که از مهمترین فروع دینمان می باشد بکار گیریم و جامعه ای الگو برای جهانیان ارائه نماییم.
این هفته با آمادگی برای برگزاری همایش مدیران کل ارشاد سراسر کشور در استان یزد جهت نمایش دستاوردهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت نهم گذشت.برایم انتخاب یزد مهم است زیرا استان های دیگری نیز داوطلب برگزاری این نشست ویژه و پر اهمیت بودند ولی بالاخره «یزد» انتخاب شد بهترین دلیل را می توان در بیان شیوا و زیبای «رهبر »عزیز و بزرگوارمان جستجو کنیم.حضرت آقا یزد و یزدیها را اینچنین توصیف فرمودند:« یزد مرکز کشور است و گره مواصلاتی کشور اینجاست.یزد شایسته خدمت است زیرا زمینه های کار وجود دارد و هر قدر کار شود قابل استفاده است، استاندار یزد از جنس رئیس جمهور است پیگیر،باهمت و پر تحرک است من از قدیم یزد را دوست می داشتم و به مردم آن اعتقاد دارم.... و بالاخره یزد را «دارالعباده،دارالعلم و دارالایمان»نامیدند.
امید آنکه بتوانیم قدر این کلمات نورانی را بدانیم و نعمت دیانت و عقل را که امام راحل و رهبر معظم انقلاب به ما یادآور شدند حفظ نمائیم.
پرهیز از ناهنجاریهای اجتماعی و دوری از رفتار زشت و ناروا در هر مکتب و آئینی امری مطلوب و پسندیده است و هر انسانی بر اساس فطرت خویش مایل است همه او را فردی راستگو و درستکار بشناسند. ولی آنچه آدمی را به مدارج عالی انسانیت می رساند تقوای الهی است.
زیرا باید منشاء تقوا و انگیزه انسان از پرهیزکاری قرب الهی باشد نه تقرب و نزدیکی به غیر خدا.
غیر خدا هر کس باشد فناپذیر و غیر قابل اعتماد خواهد بود . و تنها اوست که آفریدگار و پروردگار تمامی جهان هستی است.
بنابر این طبق آیه شریف قرآن کریم هرکس تقوای الهی پیشه کند هیچگاه دچار بن بست نخواهد شد و همواره راه خروجی از بحران را خواهد داشت. و رزقش از همه جهات بدون آنکه محاسبه کند تأمین خواهد شد.
چه خوب است که با او سر و کار داشته باشیم و او را موثر در کارهایمان بدانیم و از سبب زدگی برحذر باشیم.
چه خوب است در کارهایمان به او تکیه کنیم و او را مولای خود و رفیق و دوست خویش بدانیم و تنها ستایشگر او باشیم.
چه خوب است با دوستان او همراه و همدم بوده و در خط ولایت او قدم برداریم که ولایت رسول خدا ، ائمه اطهار و ولایت فقیه هم در امتداد ولایت خدا است
«17 دی ماه» سالگرد کشف حجاب توسط رضاخان و البته به دستور دولت استعماری انگلیس، یادآور واقعه تلخی است که جان حداقل صدها زن شرافتمند ایرانی بواسطه حمله مزدوران رژیم پهلوی آنهم بصورت گمنام گرفته شد،زیرا این بانوان غیور که به زور، حجاب از سرشان برداشته می شد پس از مدتی کوتاه طاقت نمی آوردند و جان به جان آفرین تسلیم می کردند این «شهادت خاموش» را کمتر کسی از مورخین مورد بررسی تاریخی قرار داده است و بجاست که محققین به مستندات این سخن بپردازند و حقایقی را کشف نمایند تا دختران امروز ایران بدانند که مادران آنها در گذشته ای نه چندان دور چگونه از حجاب به عنوان مظهر عفاف خویش، حتی به قیمت جان خود دفاع می نموده اند اکنون نیز رسانه های غربی می کوشند به زور تبلیغات مسموم خود اذهان نسل جوان را به گونه ای تحت فشار « جنگ روانی» خود قرار دهند که در نهایت حجاب نوعی محدودیت تلقی شود و آزادی را مترادف با بی حجابی یا بدحجابی معنا نمایند غافل از آنکه« زن ایرانی» سمبل آزادیخواهی و مبارزه با استکبار امروز و استعمار دیروز است و هرگز اجازه نمی دهد حجاب و عفاف او دستخوش دسیسه های شیطان بزرگ و عوامل ناپاکش قرار گیرد.
این هفته عظمت و شکوهی داشت خیره کننده ، چشمان دوست و دشمن از بزرگی همت و اراده ا مت شهید پرور استان یزد شگفت زده می نگریست که عشق ها به ولایت و رهبری همه اقشار را در بر گرفته است. خدارا شاکریم به وجود رهبر و مقتدایی این چنین و خدا را شاکریم به وجود ا مت با وفایی آنچنان.
برکات سفر مقام معظم رهبری در این استان فراوان خواهد بود و جلسات بسیار مفیدی تشکیل شد تا از حضور معظم له همه اقشار بهره بیشتری ببرند.
باید واقعاً از استاندار خدوم و بسیجی و البته مخلص صمیمی که در طول چند هفته اخیر خواب و خوراک را بر خود حرام کرد و با جدیت کوشید تا این روز های تاریخی به شایستگی انجام شود تقدیر و تشکر نمود. او به عنوان خدمتگزار واقعی این مردم قدرشناس و دوست داشتنی شایسته بهترین تکریم و احترام است. خدا این یادگار شهیدان را برای ما نگاه دارد.
حماسه 12 دیماه 86 روز حضور مردم برای تجدید بیعت با ولی امر مسلمین در هفته ولایت روزی بود عظیم وبه یاد ماندنی درتاریخ استان یزد.در این روز بزرگ مولا و مقتدایمان پای در دیارمان گذاشت و نام دارالعلم برای این استان برگزیدند زیرا عالمان دین ودانشگاه از این خطه برخاسته اند وجهان را بانور علم خویش روشنی بخشیده اند.مرحوم آیت الله العظمی سید کاظم طباطبائی و مرحوم آیت الله العظمی حائری یزدی و دهها عالم و دانشمندان دیگر از حوزه دانشگاه که نامشان و یادشان زنده کننده هویت تاریخی این مردم سخت کوش و قانع خواهد بود.
هشدار مقام معظم رهبری در باره خطر نفوذ اشرافی گری بسیار جدی است و باید نخبگان تلاش نمایند تا از مرز قناعت در فرهنگ عمومی پاسداری شود.
اما سخن آخر اینکه باید قدر این مردم نجیب ، فهیم و عاشق ولایت را دانست و صمیمانه برای آنها خدمت کرد و بر این خدمتگزاری صادقانه افتخار نمود.
باورم نمی شد که جشن نیمه شعبان در سال دوبار برگزار شود یکبار برای امام زمان (عجلّ اللّه تعالى فرجه الشّریف) و یکبار برای نایبش «حضرت آیت الله العظمی خامنه ای»، شهر در شادی غوطه ور است دلها به هیجان آمده و اشک ها در وصال یار به جریان افتاده و نگاه ها به چهار راه دولت آباد که شاید از این به بعد به چهار راه « ولایت » تغییر نام یابد خیره شده است. لحظه ها سپری می شوند اما به آهستگی ، نفس ها در سینه حبس شده است. واقعا « آقا» می آید؟آقای خودمان ،مولایمان...
او که بوی خمینی می دهد
او که لبنان را در برابر اسرائیل پیروز کرد
او که امریکا را در عراق به خواری کشاند
او که با رهبریش جهان بشریت را برای ظهور منجی آماده می سازد،
او آنقدر زیباست که تصاویرش دارالعباده را چون نگینی درخشان در آورده است.دلم می لرزد نمی توانم احساساتم را کنترل کنم خدایا اگر این دیدار چنین شیرین است پس دیدار «او» چگونه خواهد بود؟ او که می آید ما چه می کنیم؟ نمی دانم واقعا نمی دانم
مظلومیت واژه ای است که رهبر معظم انقلاب اسلامی به فرهنگ اضافه نمودند تا مسئولین را به خطراتی که از ناحیه مظلومیت به تمام ارکان نظام وارد می شود آگاهی بخشند.
چرا به فرهنگ ظلم شده است ؟زیرا فرهنگ مانند هوا نادیدنی است .صعود وسقوط در فرهنگ مانند اقتصاد قابل احساس نیست .تخریب در تهاجم فرهنگی مثل جنگ نظامی محسوس نمی باشد وبالاخره ریشه ای است که در درون خاک پنهان است اما اگر خشکانده شود شاخ وبرگ آن فقط به درد قطع شدن می خورد ودیگر سبزی وطراوت ومیوه بدست نمی آید.
برای رفع مظلومیت فرهنگ باید با برنامه ریزی زمان بندی شده همراه باسنجش وارزیابی وبر اساس نیاز سنجی واهداف تعیین شده فعالیت فرهنگی را در یک نقشه جامع ترسیم کرد که این همان معنای مهندسی فرهنگی است.
استان یزد ویژگیهایی دارد که میتواند نمونه ای برای سایر استانها باشد از جمله اینکه همواره با عقل وتدین اداره شده ومردم آن هم متعهد ونسبت به اسلام و انقلاب اسلامی وفادار هستند پس با جان ودل به رهبر فرزانه خود که برای حضور قدوم مبارکش در این دیار دارالعباده لحظه شماری می کنیم عرض می نماییم "رهبرا برای رفع مظلومیت فرهنگی آماده ایم تا با مهندسی فرهنگی دارالعباده یزد را نمونه ای کنیم برای سایر استانها"
روزها سپری میشود و خاطره استقبال مردم ایران از امام در 12 بهمن سال 57 فراموش شدنی نیست و مطمئن هستیم که انشاالله خاطره استقبال مردم یزد از رهبر عزیز انقلاب در 12 دی ماه سال 86 نیز هرگز از یادها نخواهد رفت اکنون که تا 12 دی ماه «دو» روز بیشتر نمانده است در و دیوار شهر از عشق آقا به هیجان آمده و شوری وصف ناپذیر مردم این دیار را در برگرفته،گویا تمامی دارالعباده آماده پذیرائی از عبدصالح نایب امام عصر(عج) حضرت آیت الله العظمی خامنه ای می باشد و روز چهارشنبه «روز یزد» یوم الله دیگری در تاریخ انقلاب اسلامی خواهد بود روزی است که وفاداری مردم خون گرم شهر قنوت ،قنات و قناعت به اسلام و قرآن بار دیگر به اثبات خواهد رسید
انشاالله الرحمن
پیامبر دست علی را بالا گرفت و گفت: «من کنت مولاه فهذا علی مولا» «هر کس من مولای اویم علی هم مولای اوست» خدا هم این روز را کامل شدن دین اعلام کرد و روز رسیدن نعمت هدایت به انتهای مقصد،غدیر پلی شد بین نبوت و امامت.هر کس غدیر را قبول کرد از هدایت نبی به هدایت ولی نیز رسید و در واقع هدایتش کامل شد اکنون زمان غیبت بزرگ آخرین امام معصوم (ع) است چه باید کرد؟آیا غدیر تمام شد؟ نه راه ولایت ادامه دارد امام معصوم هم جانشین دارد { ولی فقیه}
در هفته ولایت ولی فقیه زمان در راه آمدن به دیار دارالعباده است اهالی دارالعباده یزد در انتظارند، این انتظار هر چند شیرین است اما سخت و جانکاه هست آیا چنین نیست؟
این هفته با دغدغه « مهندسی فرهنگی» گذشت،جلسات پشت جلسات، اما در جلسه آخری شرکت نکردم احساس من این است که برخی از مدعیان با عرض معذرت کمی «پرت» هستند یعنی از حال و روز مردم بی خبرند، رفتار جامعه را نمی شناسند دیزلی هستند که از واگن های خود جدا شده اند، فضای غالب بر جلسات «شعار » است بدون فکر وارد جلسه می شویم، بدون محاسبه سخن میرانیم و بدون نتیجه جلسه تمام می شود.حیف وقت!
برای حل معضلات فرهنگی باید اول معضل را به مسئله تبدیل کرد و برای حل مسئله باید فرضیه داشت و البته باید فرضیه را به آزمون گذاشت تا بتوان آنرا به نظریه تبدیل کرد آنگاه با نظریه پردازی می توان معضلات فرهنگی را حل نمود این راهکار آسان به نظر می رسد ولی در مدیریت همواره بحران وجود دارد و گذر از بحران نیاز به صبر و حلم دارد...
اما هفته آینده هفته مهمیست در این هفته است که «روز یزد » رقم خواهد خورد،منتظر آن «روز بزرگ» لحظه شماری می کنیم.
امروز بازدیدی داشتم از یک موسسه آموزشی که جوان و پیر در آن مشغول تلاش بودند برای استقبال از رهبر و مقتدایشان ، هیچ وابستگی اداری بین آنها و دولتمردان نبود .مرا نیز به عنوان یک شهروند تحویل گرفتند با دقت و وسواس، عکس ها توزیع می شد که اسراف و زیاده روی نشود یک استاد دانشگاه را دیدم که خوشنویسی پارچه ای را به عهده گرفته بود و یک « پیر» خوش سیمایی که می گفت من اگـر آقـا را از نـزدیک نبـینم «دق» می کنم
و آرام می گریست..
امروز در معارفه برادر بسیجی سر تیپ پاسدار «فرهنگ دوست» شرکت نمودم، فرهنگ دوست یادگاری از دفاع مقدس .او سرداریست بی ادعا که هشت سال آتش و خون را با گوشت و پوست خود احساس نموده و هرگز خاطرات همرزمان شهیدش را فراموش نکرده است.برای استاندار بسیجی یزد سخت بود که فرهنگ دوست را به عنوان مشاور عالی از دست بدهد ولی به قول سردار فلاح زاده اگر دستور فرماندهی برسد که او نیز باید به سپاه برگردد بلافاصله اطاعت امر خواهد کرد .جدا روحیه خستگی ناپذیر بسیج و بسیجی نگاه دارنده این انقلاب است .
خدا قوت فرهنگ دوستان ایثار وشهادت.
دیروز به خاطر شلوغی کارم نتوانستم فکری ارائه کنم اما تنهایی خود را در میان جمع دیدم و احساس کردم که اگر خدا را حس نمی کردم آرامش که از آسایش مهم تر است هرگز به سراغم نمی آمد،واقعا چرا در نماز یومیه 10بار می گوییم« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» یعنی فقط ترا می پرستیم و فقط از تو کمک می خواهیم.باید قبول کنیم هیچ کس جز خدا یاری کننده آدمی نیست و هیچ کس جز او نمی تواند معبود انسان باشد،باید باور کنیم که اگر به غیر خدا رجوع کنیم در نهایت جز پشیمانی نتیجه ای ندارد.
رمز اخلاص همین است فقط خدا
نشریه بشارت نو در استان یزد سابقه طولانی درایجاد حرف وحدیثهای سیاسی داشته و هرچند در جبهه اصلاحات کذایی بیشتر قلم زده است اما آنجا هم برخودهایی پیش آمده که اصحاب اصلاحات آنرا نمی پسندند.
در طول مسئولیت اینجانب هم با مدیرمسئول این نشریه صحبت هایی رد وبدل شده که چندان خوشایند برای طرفین نبوده است.اما امروز به یمن وبرکت تشریف فرمایی مقام معظم رهبری توفیق داشتم تا در سال اتحاد ملی وانسجام اسلامی بر حسب وظیفه وعلاقه قبلی بازدیدی از این نشریه داشته باشم.
برایم جالب بود که دوستان این نشریه صمیمانه حضورم را با گرمی استقبال نمودند وبا محبت فراوان به سبک یزدیها ازمهمان خود پذیرایی کردند.
امیدوارم این محبت همیشه تداوم داشته باشد.
شاید این سخن حرف دل همه مردم ایران باشد که دیدار آقا ومولایمان تداعی کننده دیدار معصومین)ع(است.البته اشتباه نشود فاصله بین امام معصوم ونایبش راباید در نظر گرفت واز غلو ومبالغه پرهیز کرد.
اما نباید از عشق الهی مردم غافل شد این عشق واقعا مقدس است وآنها که این عشق را نادیده می گیرند خودشان رابه نادانی می زنند.این عشق الهی است که مردم ما را در سی سال پس از انقلاب اسلامی صدها سال قبل از انقلاب به امامت و نبوت واز این طریق به توحید وصل کرده است.
اینجـاست که به فرمایش مطـهری زمـان میرسیم که گفت:«احترام به مقـام مـعظم رهـبری احترام به امـام زمـان)عج( است واحترام به امام زمان )عج(عین توحید است»